هر وقت به جنگ و خطرات آن می اندیشم، “شکرگزاری” آیت الله خمینی را به یاد می آوریم که گفت، “جنگ نعمت است”! حالا همانهایی که در ادامه جنگ فریاد میزدند، لبیک یا خمینی و سر و پا گوش بودند، بخوبی یاد گرفتند که؛

“… جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج‌ فارس نیست. جنگ ما جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست؛ جنگ ما جنگ با ابر قدرت‌هاى شرق و غرب نیست. جنگ ما جنگ مکتب ماست علیه تمامى ظلم و جور[است]…” (آخرین سخنرانی خمینی در خصوص جنگ- تیر67). آن جنگ حدود 8 سال طول کشید و نزدیک به یک میلیون کشته و معلول بجا گذاشت و بیش از صدها میلیارد دلار خسارت به کشور وارد کرد. آنانی که فریاد میزدند و سر و پا گوش بودند، از خمینی یاد گرفتند که برای چه بجنگند! این اولین درس آنان بود، منافع و وجدان ملی در معادلات داخلی و خارجی نظام نمی گنجد و نباید گنجانده شود!

خطر جنگ بسیار جدی است، نه به خاطر آنکه غرب نفت می خواهد یا ترامپ رئیس جمهور آمریکا شده است، یا چون خاتمی رئیس جمهور نیست، یا مجلس در دست “ناکسان” است! غرب همیشه نفت خواسته و امریکا هم همیشه بدنبال منافع خودش بوده. اگر دولت هم دولت “اصلاحات” میبود و مجلس هم، مجلس “ششم” میشد، باز چیزی فرق نمیکرد، همه رهبران نظام، از اصولگرایان تا استمرارطلبان، شاگردان مکتب “جنگی” خمینی هستند. ا این فرق ، یکی با “عینک طلائی” نگاه میکند و دیگری با “پوتین”.

در این چهار دهه، یک چیز بخوبی امتحان خودش را پس داده، و آن، توانائی ایجاد بحران و “قهرمانانه”، حال با “نوشیدن و یا با نرمش”، از آن بیرون آمدن بوده. حیات نظام “در ایجاد بحران و گذار از آنها” نهفته است، بدون در نظر گرفتن هزینه آن برای ملت! این هنر و در نهایت استادی رهبران نظام است.

هنر رهبران نظام، نه در شروع یا پایان یک “بحران” است، بلکه هنرشان در عبور از بحرانی به بحران ایجاد شده دیگر است. هنرشان در این است که مردم را به پای انتخاب های مهندسی شده بکشانند، تا بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنند. یا با عبور از بحرانی ادامه حیاتشان بدون مشکل جدی ادامه دهند، مردم رای بدهند … برای “صیانت” کشور و مقابل با مداخله قدرتهای خارجی، بی آنکه بداند چه بلای ر سر حق حاکمیت و کشورشان آمده است. هنرشان را باید در چطور ترساندن مردم از رئیسی قاتل، تا دست به عبای روحانی “امنیتی” بردن، دید. چگونه ملت کارد به استخوان رسیده را ناخواسته به حمایت از نظام مستبد به میدان بکشند و ظریف آمدن -رای دادند- آنان را به جهانیان به عنوان حامیان از نظام نشان دهد!! مردم و فعالین را وا دارند تا از سپاه تروریست و جنایت کار حمایت کنند، چون ترامپ آنرا تروریست خوانده! عجب “هنرمندانی” هستند اینان!

اصولگرایان، یا ذوب شده گان در ولایت سخت در تلاشند تا نظام را حفظ کنند. آنان در روند تکراری ترس و امید، که خیلی خوب هم به اجرا در می آورند، با کمک “چپ های ضد امپریالیستی”، توانسته اند خودشان را در سطح جهان مطرح کنند. آنان میتوانند احمدی نژاد را با مادر چاوز و قاسم سلیمانی را با اسد در سوریه پیوند دهند! روحانیون اشرافی را از حوزه ها به انحصار شکر و واردات ماشین برسانند. برای نفوذ به قلوب “عربهای دوست” ، دامن مشهد را با علم الهدی بالا بزند. حقوق، مسکن، مدرسه و زندگی جمعی “فلاک زده” در لبنان را بپردازند و بسازند تا حزب الله، “حزب الله” شود. اصولگرایان یاد گرفته اند که می شود با پول نفت “دوست” خرید! حال این دوست در حوزه باشد یا در دانشگاه. در ایران باشد یا در روسیه. در داخل باشد یا در خارج. آنان بخوبی یاد گرفته اند، “دوست” را می توان با پول نفت هم ساخت!

استمرار طلبان نیز بیکار نیستند. برای آنان حفظ نظام مثل همیشه از “اوجبِ واجبات” است. در پروژه “فشار از هر جهت، انقلاب از بالا”! آنان نیز در تلاشند تا حیات نظام را در یک دگردیسی، برای ده سال دیگر تضمین کنند. پروژه “تحریم انتخابات برای حذف نظارت استصوابی”، “حذف شورای نگهبان، برای ورود پیروان خط امام” و نمونه های دیگر از این قبیل، که اجرا آنها بستگی به شرایط سیاسی حاکم بر کشور و کشش مردم  دارد، را اماده کرده اند. استمرار طلبان، رنج و مصیبت های مردم  و حتا تصمیم ترامپ مبنی بر تروریست خواندن سپاه را به اهرم های فشار تبدیل کرده اند تا در بازی قدرت در مقابل رقیبِ خود، ورقی برای بُرد، داشته باشند!

باید از صدای طبل های توخالی نظام که برای فراهم کردن  زمینه دگردیسی و گذار از بحران خود ساخته بصدا در میآورند نهراسید. احتمال خطر جنگ زیاد است ولی به دو دلیل آمریکایی ها قصد حمله نظامی به ایران را در حال حاضر ندارند؛

۱- تجربه ای که آنها در افغانستان، عراق و لیبی بدست آوردند. آنان میتوانند هر حکومتی را دست خوش تلاطم و حتی سرنگون سازند. اما تجربه های فوق نشان دادند که توان آنها برای بعد از سرنگونی بسیار محدود است. نه امریکا و نه متحدان آن، تمایلی به داشتند بحرانهای نظیر هجوم پناهندگان که سال پیش اروپا شاهد آن بود را ندارند. نه آنها خواهان نا امنی شاهراه نفتی هرمز، که تاثیر بسیار وحشتناک بر روی اقتصاد جهانی خواهد داشت، هستند. یا تحمل برخورد با پدیده تروریستی جدید “شیعه محور” که از هماکنون سازمان و ساماندهی گسترده جهانی پیدا کرده را ندارند.

۲- درگیر شدن در جنگی طولانی و زمینگیر شدن در یک جنگ نیابتی با چین و روسیه. برای غرب و امریکا اگر نگ بصورت یک جراحی صورت پذیرد، جنگ و حذف نظام حاکم، توجیه پذیر است. اما با مرز گسترده ایران با روسیه و جنگ اقتصادی چین و امریکا، امریکا و غرب تنها بازیکنان مسابقه “کسب منافع” در زمین نخواهند بود. تجربه سوریه و کمک های نظامی روسیه و دیگر قدرتهای کوچک و بزرگ، به غرب نشان داد، آنها میتوانند شروع کننده و نابود کننده باشند ما پایان دهند، نخواهند بود.

از سوی دیگر جمهوری اسلامی نیز بنا به دلایلی از درگیری نظامی با آمریکا و غرب اجتناب می پذیرد. آنها بخوبی میدانند؛

۱- که در همان مرحله نخست حکومت سقوط خواهد کرد.

۲- که حکومت پشتوانه مردمی ندارد و “حماسه های جنگ تحمیلی” را مردم نخواهند آفرید.

۳- شرایط اقتصادی کشور و فقر حاکم بر کشور چنان است که فقط اعلام جنگ، میتواند اقتصاد دم مرگ شان را به مرگ برساند

۴- که برخی از گروه های سیاسی درون اپوزیسیون در صورت بروز جنگ، توان گرفتن بخشی از کشور مثل کردستان یا بلوچستان را داشته و سناریوی جنگ با غرب یا “استکبار جهانی آنان تبدیل به جنگ نیابتی و یا داخلی خواهد شد. در این صورت، نظام حاکم توان ادامه جنگ تحت نام “جنگ علیه امپریالیزم” را نخواهد داشت و در نتیجه از حمایتهای دوستان “ضد امریکایش” چندان بهره ای نخواهد برد.

اما همانطور که در بالا آوردم، احتمال اینکه فرماندهی، از دو طرف، اشتباها هواپیمایی، قایقی، موشکی و پهن بالی (Drone) به منطقه ی یا موضعی بفرستد و تعدادی کشته شوند، وجود دارد. این خود میتواند تمام محاسبات دو طرف را برهم زند! از همه مهمتر، تا رهبران نا لایق و فرماندهان “خرافه زده” و فرصت طلب جمهوری اسلامی حاکم باشند و بر سرکارها، احتمال خطر جنگ همیشگی است. نظام جمهوری اسلامی با دشمن سازی و ایجاد شرایط جنگی و بحرانی است که میتوانند به حکومت خود ادامه دهند.

خطر جنگ همیشه جدی است زیرا لیست بلند بالای دشمنان ساخته شده توسط نظام، که احتمال جنگ با آنان مطرح میشود، از عربستان و اسرائیل گرفته تا دیگر کشورهایی که در “عذاب” از جمهوری اسلامی هستند، بیشتر می شود، که کمتر نمی شود. اساسا ناامنی و بحران سازی یکی از نشانه های وجودی جمهوری اسلامی است، که تا هست ملت ایران و منطقه در برزخ نه جنگ و نه صلح باقی میمانند.

برای صلح و آبادانی در منطقه و ایران، باید از جمهوری اسلامی به سمت نظام “دموکراتیک ملی” گذر کرد، راه دیگری نیست. نظام جمهوری اسلامی چنان فاسد و فاشیست است که جائی برای امیدی باقی نگذاشته است.

اکبر کریمیان

27/04/2019

جهت ورود به کانال از طریق این لینک وارد شوید:

https://t.me/akbar_karimian

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید