طالبان، “موهبت یا عذاب الهی “!

در خصوص افغانستان و تحولات آن، تا کنون دو مقاله نوشته و در اختیار خوانندگان قرار داده ام. مقاله اول به خروج آمریکائیان و انگیزه شان در ورودشان  به افغانستان اختصاص داده شده بود. توضیح دادم که اساس تصمیم گیریهای آمریکائیان حفظ و تثبیت منافع شان است و در این پروسه، حقوق بشر و قوانین بین المللی ،اهرمی است برای بدست آوردن منافع. اگر هم لازم بدانند برای حفظ منافع شان از حقوق بشر و قوانین بین المللی هم بدون تردید عبور خواهند کرد. آمریکا در خروجش از افغانستان، ثابت کرد که به هر طریق و ابزاری که “صلاح” بداند برای حفظ و تثبیت منافعش اقدام خواهد کرد.(1)

در مقاله دوم ، اشاره ای به چرائی بازگشت طالبان و ادامه حیات جمهوری اسلامی و درس تاریخی که متاسفانه “رهبران سیاسی” اپوزیسیون، نادیده گرفته اند، داشتم. در این بازنگری تاریخی، به توانمند سازی مردم در مقابله با استبداد، به عنوان یک امر الزامی پرداختم و در پایان نتیجه گرفتم که اپوزیسیون میباید تکیه به مردم داشته باشد تا مردم نیز اعتماد لازم را به آنان پیدا کنند. در اینصورت است که آنان میتوانند از منافع مردم ایران دفاع و در تحولات سیاسی تاثیر گذار باشند.(2)

اما این مقاله نگاهی به تاثیرات رویدادهای افغانستان بر روی جنبش آزادیخواهی مردم ایران از یک سو و از سوی دیگر، فراهم کردن شرایط مناسب برای پنهان سازی و زیر سایه بردن جنایات و برنامه های ضدانسانی و ضدملی جمهوری اسلامی علیه ملت بزرگ ایران، انداخته است.

از زمانی که خبر سقوط کابل بر روی آنتن خبرگزاریهای جهان پدیدار شد، جمهوری اسلامی و جنایات سردمداران آن به نحوی از نظرها پنهان شده است.

 در این میان، تحلیلگران و “مبارزان” سیاسی و مدنی هم بشدت تحت تاثیر بازگشت طالبان در افغانستان قرار گرفته و نظرات و افکار هموطنان را بیشتر به آن سو جلب میکنند. این بدین معنی نیست که ما از تحولات کشورهای همسایه، بویژه مردم هم تاریخ، همزبان و هم فرهنگمان افغانستان بی خبر یا بی تفاوت بمانیم. “ظرف و مظرف” باید درخور یک دیگر باشند! جنایات بی شمار و بی کفایتی و بی لیاقتی سردمداران جمهوری اسلامی، دستگیریهای فله ای فرزندان شایسته مردم ایران، کم آبی و بی آبی در خوزستان و بلوچستان و دیگر نقاط کشور، کُشتار کرونا و صدها مصیبت بی پایان که در کشور اتفاق میافتد، نباید در زیر قیل و قالهای رویدادهای افغانستان گم شود!

در همین چند روز گذشته در ایران، ویروس کرونا، به “شکر” وجود رهبر ضد مردمی ایران، به صورت وحشتناکی به کام مرگ کِشانده اند و چرخش قهرمانانه(3) خامنه ای که تا همین لحظات صدها هزار انسان بی گناه را راهی بیمارستانها و قبرستانها کرده است، در حال محو شدن از اذهان مردم است. یک چنین جنایتی در حق مردم ایران را نباید اجازه داد که لحظه ای از در اذهان مردم ایران و جهان کم رنگ شود.

در همین چند روز گذشته در خاموشی و جنجالهای خبری مربوط به افغانستان، مخالفان نظام را یکی بعد از دیگری دستگیر کرده اند تا جنبش آزادیخواهی مردم ایران را از انسجام و پویائی باز دارند. تا به کی میتوانیم اجازه دهیم که فرزندان شایسته ایران زمین را در خاموشی، زندگی و آینده شان را نابود سازند!

بعد از شکست فاجعه آمیز خامنه ای از مردم ایران، در بازی انتخابات نمایشی ریاست جمهوری، نظام در یکی از بحرانی ترین شرایط پس از انتصابات غوطه ور شده بود، بحران “عادی سازی” روند جایگزین تدارکاتچی با تدارکاتچی دیگر! چرا بگذاریم، رئیسی این جنایتکار علیه بشریت، به عنوان رئیس جمهور ایران مطرح شود. یعنی ما تا به این انداز احترام و شرافت مان را از دست داده ایم که یک آدم شش کلاسه، که انسان کُشی و مفت خوری تنها هنرش است و حتی برای فهمیدن حرف او نیازمند مترجم است، به عنوان رئیس جمهور ملت بزرگ ایران خوانده شود؟

ترس و وحشت محاکمه شدن، پس از دستگیری و محاکمه یکی از قصابان رژیم- حمید نوری در سوئد، که را بر پیکر جلادان و ستم پیشگان نظام افکنده شده را، نباید اجازه داد که در قیل و قال طالبان و بازگشت آنان به قدرت در افغانستان از یاد “ذوب شدگان در ولایت” برود.

این فرصت و پیام تاریخی که میتوان به جنایتکاران جمهوری اسلامی داد و به آنان گفت؛ که ممکن است چند روزی در خرابه های جمهوری اسلامی از دست عدالت پناه بگیرید، اما دیر یا زود  در دادگاه های مردمی و “صالح” محاکمه و به جزای اعمال ضد انسانی خود خواهید رسید، را نباید از دست بدهیم.

اینها همه موهبتهائی هستند که طالبان، در یک سطح محدودی، برای جمهوری اسلامی به ارمغان آورده است. نباید بخود اجازه بدهیم که در فضای متشنج منطقه، لحظه ای از مبارزه علیه نظام ضدانسانی و ضدملی جمهوری اسلامی دست بکشیم و فراموش کنیم که این نظام استاد بحران سازی است!(4)

شرایط داخلی افغانستان

این صحیح است که نیروها و رهبران طالبان افغانستان را به چنگ گرفتند. اما تضادهایی بین طالبان، داعش و القاعده وجود دارد که از نوع آشتی ناپذیری نیست، ولی توان پیدا کردن یا قبول مکانیزمی برای حل تضادهای بین آنان برای آنان بسیار مشکل است. این سه نیرو، با اینکه با هم همسویی دارند، ولی رقیب و نحوه عملکرد آنان چنان با هم متفاوت است که همکاری آنان با هم را اگر غیر ممکن نکرده باشد، این کار را بسیار سخت کرده است. همین عدم توانائی و یا نیازمندی به “مُحلل” سیاسی برای برطرف کردن تضادهای موجود بین این سه نیرو، میتواند گواه ناپایداری نظام سیاسی طالبان باشد.

محور سیستم حکومتی آینده افغانستان، بر اساس ایدئولوژی این سه نیروی متخاصم، نظام سیاسی خواهد بود که هر سه قوه، مجریه، قضائیه و مقننه، به نوعی زیر نظر یا کنترل یک جریان سیاسی یا رهبر سیاسی خواهد بود. همین خصلت اساسی این نظام، “عذاب الهی” است که دامن گیر مردم دردمند افغانستان خواهد شد. مردم افغانستان برای فرار از این پروسه طالبانی شدن کشورشان، باید به خود باورمند و در یک همبستگی ملی تواند مقابله با این دشمنان انسانیت را در خود بالا ببرند. اتکا به قدرتهای کوچک و بزرگ منطقه یا جهان، فقط مسکنی خواهد بود که درد طالبانی شدن کشورشان را کم خواهد کرد، اما این ویروس کُشنده انسانیت را از بین نخواهد برد.

اما کار فاندامنتالیستهای اسلامی، این ” دست ساخته های آمریکائی “، به گفته خانم کلینتون، به اینجا ختم نمیشود. فرض را برای بگذاریم که طالبان بتواند تشکیل دولت و در نهایت حکومت پایداری در افغانستان برقرار کند، که بسیار سخت است، با تفکر دگماتسیمی که آنان از قوانین اسلام و نحوه به اجرا درآوردن آنها دارند، این سیستم تازه تاسیس تبدیل به یکی از ستمگر ترین و خونریز ترین نظامهای منطقه خواهد شد. در این صورت، این خطر وجود دارد که جمهوری اسلامی به نحوی در چشم جهانیان، به گزینه “بد” ولی نه “بدتر” نمایان خواهد شد. چرا که نظامی اسلامی دیگر بوجود آمده که در جنایت و انسان کُشی، روی جمهوری اسلامی را سفید کرده است!

اگر طالبان بتواند دولت فراگیر و پایداری در افغانستان تاسیس کنند، ما شاهد دو نظام فاندامنتالیسم اسلامی که دارای دو مُدل “باورمندی” متضاد آشتی ناپذیر، در کنار یکدیگر خواهیم بود. در اینصورت در مرزهای شرقی کشورمان، دشمنی قسم خورده که برای “بهشت” رفتن هیچ ابائی از انسان کُشی یا کُشته شدن ندارد، خواهیم داشت.

در یک چنین برآیندی، آمریکائیان انتقام خودشان را از مردم افغانستان، بدلیل شکستی که از آنان خورده اند را گرفته اند و هم جمهوری اسلامی را درگیر دشمنی که در قساوت و جنایت پیشگی دست کمی از آنان ندارد، کرده است.

روزنه دیگری که میتواند از آن به خروج آمریکائیان از افغانستان، آنهم با آن شتاب، نگاه کرد، رویدادهای پس از شکست شان از ویتنام است. فرار از سایگون، 1975، که یک تصویر واقعی از شکست امریکائیان در ویتنام را نمایان ساخت بود، میتواند الگویی برای درک سیاست و خروج شتاب زده آمریکائیان از افغانستان نیز باشد.

استراتژی که آمریکائیان بعد از شکست در ویتنام، برای محدود کردن نیروهای چپ و رقیب شان، اتحاد جماهیر شوروی، ترویج اسلامگرائی آنهم از نوع سیاسی که خواهان تصاحب قدرت سیاسی بودند، بود. همین سیاست را حالا نیز برای محدود کردن دو نیروی تروریستی متخاصم که میتواند در آینده برای آمریکائیان و منافع شان خطر ساز شود، بکار ببندد. نتیجه مطلوب این استراتژی برای آمریکائیان، که میتوان در خروج شان از عراق نیز پیش بینی کرد، جنگ و تفرقه بی پایان در بین کشورهای منطقه است. این استراتژی در نهایت ملتها را با هم درگیر و در انتظار همیشگی کمکهای غرب، چه نظامی و چه اقتصادی، نگه دارد.

 در چنین چارچوبهایی، پدیده “طالبان” یا به قدرت رسیدن فاندامنتالیستهای اسلامی تبدیل به یک موهبت “الهی” برای قدرتهای منطقه و جهانی میشود و عذاب دردناک برای مردم منطقه.

در پایان بر این نکته باید تاکید کنم که بعضی از فعالین سیاسی و مدنی ایرانی بر این باورند که میتوانند تجربیات شان را به مردم افغانستان انتقال دهند و این تجربیات میتواند کمک بسیار برای مردم افغانستان باشد!

تجربیات ما، گرفته شده در زمان و مکان خاص و بر اساس مبارزه ای است که حاکمان ستم پیشه و دیکتاتور بمانند خمینی و خامنه ای بر ما تحمیل کرده اند.  بر عکس، طالبان، داعش و القاعده میتوانند درسهائی از حاکمان و نحوه اعمال قدرت رهبران ستمکار جمهوری اسلامی بگیرند و از تجربیات آنان استفاده کامل ببرند، ولی عکس آن چندان صادق نیست!

فعالین سیاسی و مدنی ایرانی، نقش و وظیفه بسیار مهمتری از دادن پندها و درس به مردم افغانستان دارند و آن، مبارزه بی وقفه با نظام ضدانسانی و ضدملی جمهوری اسلامی است.

اکبر کریمیان

13/ شهریور/1400، برابر است با 04/09/2021

1- https://akbarkarimian.uk/07-07-2021/

2- https://akbarkarimian.uk/15-08tarikh/

3- https://akbarkarimian.uk/14-08-21nar/

4- https://akbarkarimian.uk/vir-khame/

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید